نظر علي الطالقاني
518
كاشف الأسرار ( فارسى )
مطلب هشتم [ اشرف بودن عمل از علم در فروع دين ] در بيان آن كه جميع علوم و معرفتها غير از معرفت خدا و رسول خدا ( ص ) و ائمه هدى ( ع ) مقدمهء عمل است و فروع دين است و عمل اشرف از او است و اگر عمل نكند حاصل آن علم جز و بال و زيادتى عقاب چيزى نخواهد بود و اگر عمل نباشد جاهل بودن و ندانستن بهتر است و به عفو و بخشش نزديكتر است . گوئيم بعون اللّه كه غرض از ايجاد هر چيزى تكميل او است ، كمال منحصر است در معرفت و خدمت كسى كه حكيم و عليم و قادر باشد ، حكيم باشد تا نيك و بد تميز دهد و جزاى خدمت خوب را خوب دهد و بد را يا عفو كند و يا جزاى بد دهد ، دانا باشد تا هر كسى را بشناسد و خدمت او را بداند و چيزى بر او مشتبه نشود ، قادر باشد تا هر چه بخواهد به هر كس بدهد از منصب و خلعت و كرامت ، بتواند ، و او را كفوى و ضدى نباشد . و اين نيست جز خداوند يكتا و خلفاى او كه به منزلهء حاكم و نايب و بدلاند و خود فرموده هر كه دستش به من نرسد ايشان دست منند پس دست همه به من مىرسد ، محبت ايشان محبت من ، عداوت ايشان عداوت من ، تا آخر آنچه اشاره شد . و ايشان را به منزلهء بدن و اعضاى خود قرار داده كه چنانچه بدن و اعضاى تو به قدر سر مو از فرمان تو تخلّف نمىكنند و هيچ خواهشى جز خواهش تو ندارند معصوم ( ع ) نيز نسبت به خدا بلا تشبيه چنين است . و چنانچه فيض و بخشش و غضب و عذاب تو به واسطهء بدن به ديگران مىرسد فيضها و غضبهاى خدا نيز به واسطه ايشان مىرسد و ايشان مأذون مطلقند كه باذن اللّه به هر كس هر چه و هر قدر بخواهند توانند داد ، و خواستن ايشان همان خواستن خدا است چنانچه خواستن خدا نيز همان خواست ايشان است ، لهذا گاهى ايشان را تشبيه به اعضاء مىكنند چنانچه در زيارات و آيات است كه خدا دست و چشم و گوش دارد و آن امير المؤمنين است و گاهى خدا را تشبيه به حواس ايشان مىكنند چنانچه در حديث قدسى معروف است ( كنت سمعه الّذى يسمع به و بصره الّذى يبصر به ) ، 112 الخ و تحقيق اين تشبيهات را جاى ديگر اين كتاب نوشتهايم رجوع كن . و در رسالهء محبت بديهى نمودهايم كه مستحق احسان نيست مگر دوست و محب ، و مستحق عذاب نيست مگر دشمن و عدوّ ، پس همين كه معرفت به خدا و معصوم و فرستادهء خدا پيدا كردى و محب و دوست ايشان شدى ، بالبديهه مستحق نوازش و خلعتى . و اگر در مقام خدمت كوتاهى كردى ، مستحق عفو و بخششى ، و اگر عذابت كنند به جهت پاك